·      می توان مدیر مدرسه نبود ولی معلمان و دانش آموزان را دوست داشت اما بدون عشق به معلمان و دانش آموزان نمی توان آنها را رهبری کرد .

·      معلمان و دانش آموزان مدیری را که بیست گام از آنها جلوتر است دنبال خواهند کرد اما اگر او هزار گام جلوتر از معلمان و دانش آموزان باشد او را نخواهند دید که در دنبالش حرکت کنند .

·             مدیران موفق هرگز از آموختن دست نمی شویند. دائم آموختن نتیجه چیرگی بر خویشتن و پشتکار است.

·           قدرت واقعی مدیر را نمی توان به کسی اعطا کرد. این قدرت فقط و فقط حاصل نفوذ شخصی است.

·             یک مدیر مدرسه چندان کارآمد نیست وقتی که زیردستان تنها او را تحسین و اطاعت کنند .

·       یک مدیر مدرسه بدترین است هنگامی که معلمان و دانش آموزان به دیده تحقیر در او بنگرند و موفق نشود افتخاری برای مدرسه به ارمغان آورد .

·       مدیر مدرسه ای کار آمد است که کم حرف می زند و چون وظیفه اش را انجام داد و به هدف کامل نائل آمد همکاران و زیر دستانش بگویند :

(( ما خود این کار را انجام دادیم . ))